شیطان مرا دنبال می‌کند؛

با سیب، با گندم،

با وسوسه‌ی شیرینِ گناهانی

که شیرینی‌شان، شبیه زهر است

و تنها خاطره‌های خوشِ زندگی‌اند.

در دخمه‌های درد،

در دالان‌های تاریک،

به جستجوی آدرسی مبهم

سال‌هاست کوچ کرده‌ایم.

خوردن یا نخوردنِ سیب یا گندم

دیگر تفاوتی نمی کند ؛

اگر با هم باشیم،

راه کوتاه است،

راه روشن است

بهشت،

نزدیکِ خانه‌ی ماست