آن صدای مهربان دیگر شنیده نخواهد شد یک بغل لبخند و یک آغوش گرم و قربان صدقه های که نمی شد از نشئگی خلوص آنها گذشت دیگر تکرار نمی شوند . حتی اگر امروز روز تولد اش باشد . تولدت مبارک مادر

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود