تولدت مبارک مادر
آن صدای مهربان دیگر شنیده نخواهد شد یک بغل لبخند و یک آغوش گرم و قربان صدقه های که نمی شد از نشئگی خلوص آنها گذشت دیگر تکرار نمی شوند . حتی اگر امروز روز تولد اش باشد . تولدت مبارک مادر
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ ساعت توسط کمالی
|
هر چه می نویسم همان چیزی است که احساس می کنم ....