از کسی که بود

 

پشت آرزوها

در شمارگان روزهای زندگی ام

  بیرنگ گشته  ام.

گاهی دیده می شوم

لرزان چون تصویر ناپایداری که روی آب می افتد 

یا چون رد پائی 

روی برف

که آرام آرام دفن میشود

تصویری کم رنگ

 سیاه و سفید 

چون عکس قدیمی

از کسی که بود

 

 

 

زلزله

هر چه قدر که دور باشم 

هر چه قدر که اسمم را

به اکرا ه هم  بر زبان نیاوری

من در فضای نامرئی قلبت

چنان ریشه دار

 جا خوش نموده ام

که هیچ زلزله ای 

رخنه ای در دیوار های قلب تو

ایجاد نخواهد کرد .