خزان رابطه

 

راهم را کج کرده ام

بسوی تو می آیم

از کوچه هائی که

حافظه اشان را باد جاروب کرده است

و جز خزانی که امروز دچار گشته اند

عبور فصل دیگری را انکار می کنند .

به انتهای راه فکر میکنم

احتمال آنکه در ذهن تو نیز

جز جزان  رابطه چیزی  نمانده باشد

 بعید نیست.

 

 

حق با من نیست

### **حق هیچ‌وقت با من نیست**

حق با من نیست،
و پیش از این هم
نبوده است.

همیشه حسی مشکوک،
از گوشه‌ی دل،
مرا به بیراهه می‌کشید —
راهی که هر بار،
پیش از آنکه فرصتی کنم
نشانه‌ای بگذارم،
محو می‌شد
در غبارِ بازگشت.

پذیرفته‌ام؛
حق هیچ‌وقت با من نیست.

در حافظه‌ی گمراهان،
نام من روشن است،
چون ستاره‌ای
که راه را نمی‌نماید،
فقط یادِ تاریکی را زنده می‌کند. .