بیداری در یک روز
چه خشکسالی مفرطی!!
در نهایت
برگهای زرد میریزند
درختان خشک می افتند
پاییز به تمام فصول
رخنه می کند
خون رگهای بیشمار
در گور ها
تخلیه میشود
حتی خون خوردن
به قوت غالب مردم تبدیل میشود
در چه ماه و سال عجیبی
در چه کلبه وحشتی
یه زندگی پا گذاشته ایم
خون خوردن و در خون خویش خفتن
نسل مرا نابود می کند
کاش
یکروز
با فریاد های یک شهر
از خوابی پر از عذاب هزار ساله
بیدار میشدیم
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۹ ساعت توسط کمالی
|
هر چه می نویسم همان چیزی است که احساس می کنم ....