تبليغاتX
من تنهاتر از تو نیستم - هستی من ...
یا فته های زندگی
 

به تاراج می دهم

لحظه هایم را

خنجرم را 

هر شامگاه

مخفیانه به خانه می برم

 روزها را

با گلوی بریده

شبانه

دفن می کنم

 و با  آوازهای تلخ

تا صبح

ذهنم را شکنچه میکنم

اما

فردا که بیاید

باز کفش هایم

زیر نور آفتاب

برق خواهد زد

 هیجان صدای من

ترا به زندگی امیدوار خواهد ساخت

این حقیقت  تباه 

 هستی من  است

ترا الوده نخواهد ساخت

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط آرش  |