|
|
|
|
|
اکنون پاسی از شب گذشته است دلم همان بی قرار همیشگی مرا بیدار کرده است می خواهد کمی به آنچه می خواهد بیندیشم و تنها وعده اش نوشیدن چای کهنه دم مانده از دیروز روی میز صبحانه است صبح می شود چای یخ زده مثل تمام زندگی نیمه تمام روی میز رها شده است
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت توسط آرش
|
|
||