تبليغاتX
من تنهاتر از تو نیستم - نژادی از من ...
یا فته های زندگی
 

در دور دست دور 

آنجا که برفها دیر تر آب می شوند

آنجا که سرما

 مرا بنام می شناسد

و باد های وحشی اش

شاهد ان

سرگرادنی ام بودند

ارتباط و پیوندی است

میان آسمان و زمین

سیاهی و نور

یاس و امید

 

هر شامگاه چشم هایم

سرخ سرخ

به آنجا خیره می شوند

 در آن دور دست دور

می دانم

اکنون نژادی از من

در بستر های ناآرام خفته اند

و دیرگاهی است

خوابها یشان

کابوسهای تنهایی است

از انتظار معجزه ای محال

در آئین تمام پیامبران

امشب نا امید باز می گردم  

کاش ا مشب  فقط می شد

 بخواب هایشان سری بزنم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط آرش  |