|
|
|
|
|
در هیچ کجای این زمین به تو نمی رسم در هیچ جمله ای نشانی از تو نمی بابم کلمات وکوچه ها ترا بخاطر قصاوتت ترا بخاطر آنکه هیچ شعری را عاشقانه نخواندی از یاد برده اند
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت توسط آرش
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی بینم نمی شنوم اما سکوت نیست در من همهمه ای است که از سالیان دور در خاطرم ثبت گشته است در ذهن من تنها تصویرهای ماندگار حسرت های روزانه را کم رنگ می کنند
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت توسط آرش
|
|
||
|
|
|
|
|
سنگلاخها شوره زارها عرصه های تلاش من بودند میدانم اینجا آرامش هرگز گل نخواهد داد میدانم که بذرها هر چند قیمتی هرجند اصل و ناب گاهی به ریشه نمی رسند اما من هنوز هم به عشق ورزیدن مصممم ام
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت توسط آرش
|
|
||
|
|
|
|
|
امشب
اگر چه خلقی عظیم در مصیبت تیره روزی مان سوگوار اشک می ریزند اما به تاریخ اشک های من این خاک تیره سالهاست شاهد تیره بختی ماست
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت توسط آرش
|
|
||