بحث قبلی رو ول کن ...بیا باهم بشینیم و فکر کنیم که خیانت ناشی از تنوع طلبی در این انسان حالا چه مرد و چه زن دلیلش چیه ؟ این که انسان ذاتا تنوع طلب هست که جای حاشا کردن نداره و از انجا که برابری مرد و زن دراین مقوله بشددت هرچه تمامتر میخواد رعایت بشه می پذیریم که هر دو نوع بشر تو این حس با هم اشتراک دارند .ولی چرا فقط تو جامعه ما آقایان بیشتر به این بلای خبیثه نهاد آدمی دچار میشن و سهم خانمها حداقل کمتر از آقایون هست ؟ البته تو بخش فیزیک خیانت ولی شاید تو حوزه های احساسی و روانی این قدرت را دارند که سهم بیشتری رو داشته باشند .اگر جامعه ما اینقدر پدر سالار نبود .شاید این معادله بر عکس میشد . در دادخواستی که تو یکی از این سایتها بر علیه مرد خیانت پیشه ای نوشته شده چنین می خوانیم
" زن جوان و زیبایی است. در انجام وظایف زناشویی و تمکین هیچ مشکلی نداشته، جنون ندارد، امراض صعب العلاج ندارد، محکومیت ندارد، از خوشنام ترین زنان شهر خود بوده از خانواده ای اصیل و با ایمان است. عقیم هم نیست، زندگی خانوادگیش تا قبل از اینکه خیانتکاری و بی وفایی شوهرش آشکار شود مورد غبطه دوست و آشنا واقع میشد "
تنها چیزی که بهش پرداخته نمیشه نوع رابطه احساسی و عقلی با همسر است . انگار تنها برای دوام زندگی مشترک اگر کسی همسری برگزیند که تنها بتواند چنان صفات جمیله ای داشته باشد .کافی است و حق ندارد به کس دیگری در زندگی فکر کند .......عامیانه ترین نگاه به ارتباط دو انسان و زندگی.....
" خانم مشاور در کلانتری به نصیحت ....می پردازد که : چرا بیخود شلوغش کرده ای، مگرچه شده تا بوده همین بوده، مردها شلوارشان که دو تا شد زن می گیرند، دنیا که به آخر نرسیده می خواستی جوری رفتار کنی که بدهکار و زمین گیر شود تا هوس زن گرفتن نکند، حالا هم جدایی چه فایده ای برای تو دارد. چه کسی نان تو و بچه هایت را می دهد. طلاق بگیری که چه شود آن یکی را می آورد جوان تر از تو در خانه و زندگی که تو زحمت ساخت آن را کشیده ای می نشاند و بچه هایت را هم از تو می گیرد".
این تنها آموزشی است که به دختران و زنان این جامعه داده میشود که چگونه شوهرشان را حفظ کنند .خیلی از این طیف عظیم نمی دانند که شوهرانشان چه غربتی دارند . امینت حریمش با شرایط متاطم محیط در خطر است. خسته گی اش را به هیچ می گیرند . . چون می خواهند بر اساس یافته های هزار چهارصد ساله شوهرانشان را حفظ کنند وبرای همین با دستهای نامرائی و گنگ آموزه های اینچنین..... زندگی را چنان به گند میکشند .که خیانت مردان دلیل می یابد .اظطراب از دست دادن همسر چنان هولناک جلوه داده میشود که آرامش از روزمره گی زندگی برداشته میشود .لباسهای مرد هر روز تحت کنترل دقیق و موشکافانه قرار میگیرد .نزدیکی های شبانه برای تست بانجام میرسد ... درآمد مرد تحت کنترل است .همیشه بد گمانی وجود دارد که مرد درآمد دیگری هم شاید دارد که برای روزمره گی مصرف نمیشود . و هراس این که شلور مرد دو تا شود مثل موریانه تارهای نازک زیستن را برای گسستن آماده می کنند . مرد بارها تهدید می شود که او نیزچون زن جوان و زیبایی است برای خیانت آماده است .
"مگر برای زنان که معمولا به مراتب از همسرانشان جوانتر هستند امکان اینکه در معرض این وسوسه واقع شوند که آیا می توانند توجهی عاشقانه را به سمت خود برانگیزند و در معرض خواهشها و عاشقگری ها و تمنیات جدید واقع شوند وجود ندارد؟"
جملاترا که نگاه میکنی انگار در بازار مکاره آمدهای و هر کس مطاع خویش را عرضه میکند.
ادامه دارد